السيد الخميني
238
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
نامه [ به آقاى سيد احمد خوانسارى ( امضاى اعلاميه عليه رژيم ) ] زمان : 7 خرداد 1342 / 4 محرّم 1383 مكان : قم موضوع : دعوت از آقاى خوانسارى براى امضاى اعلاميهء مشترك عليه رژيم شاه مخاطب : خوانسارى ، سيد احمد « 1 » [ مضمون نامهء امام خمينى به آقاى خوانسارى ] . . . شما كه در مركز هستيد ، خانهنشين شدهايد . اصلًا نه حرفى ، نه اعلاميهاى . هيچ كار نمىكنيد . شما كه در تهران هستيد ، مردم را دعوت به قرآن ، يعنى وحدت و يگانگى نمىكنيد . فايدهاش چيست ؟ شما بايد مردم را دعوت به قيام كنيد . شما بايد مردم را به اتحاد دعوت كنيد تا موقعى كه مىخواهيم دستور قيام بدهيم آنها آماده باشند تا ريشهء شاه و دولت را از ميان برداريم چرا علماى تهران در مقابل اين گرگهاى درنده سكوت اختيار كردهاند ؟ چرا در مقابل اين لا مذهبها كه مىخواهند دينمان را از دستمان بگيرند ، سكوت كردهايد ؟ چرا در مقابل شاه مملكت كه مىخواهد روحانيت را از ميان بردارد قيام نمىكنيد ؟ چرا در مقابل حكام سكوت مىكنيد ؟ شما شنيدهايد كه حضرت على خانهنشين شده بود ؛ اما دستور اين بوده كه 25 سال خانهنشين بشود . و بالاخره پس از اين مدت ، پدر مخالفين را در
--> ( 1 ) - به موجب گزارش مندرج در پروندهء ساواك ، در ادامهء اين سند ، مولوى ( رئيس ساواك تهران ) در گزارش محرمانهء شمارهء 5322 / س - ت - مورخ 7 / 3 / 42 خطاب به پاكروان ( رئيس كل ساواك و نيز مديريت كل ادارهء سوم ساواك ) مىنويسد : « برابر گزارش ساواك قم در 7 / 3 / 42 آقاى خمينى [ به كسى كه حامل نامه و پيام وى به آقاى خوانسارى بوده است ] اظهار مىنمايد : به آقاى خوانسارى بگوييد من مىخواهم اعلاميهاى بنويسم . شما هم بايستى در اين اعلاميه شريك باشيد . يعنى بايد آن را امضا كنيد ؛ زيرا اگر شما در اين اعلاميه شركت نكنيد ، مردم و بخصوص دولت تصور مىكند علما همه با هم مخالف هستند و از اين موضوع براى پيشرفت مقاصد خود سوء استفاده خواهند كرد . پس بايد فكر اساسى بكنيم و همه با هم دست اتفاق بدهيم تا حساب اين لا مذهبها را برسيم ، در غير اين صورت دين و ايمان ما در خطر است ، و راهى را كه شاه و دولت در پيش دارند لطمهء بزرگ و جبران ناپذيرى را به دين اسلام خواهد زد ؛ بنا بر اين بايد با اتحاد و اتفاق ، جلوى اين خطر بزرگ را گرفته و عليه آنها قيام كنيد . ضمناً اگر هيچ يك از علما در اين امر شركت نمىكنند ، به من بگوييد تا من بدانم در مورد مقابله با آنها چه بايستى بكنم » .